خانه / مقالات / شرلوک هولمز کارآگاه تمام نشدنی

شرلوک هولمز کارآگاه تمام نشدنی

شرلوک هولمز چهره ای محبوب میان اهالی ادبیات و هنر هفتم است. کلاه شکاری، پیپ کج، ویولن، ذره بین و حتی دمپایی ایرانی نمادهای این کاراگاه دانشمند، مبارزِ عدالت‌طلب و قهرمان زبل در جهان اند. دایره المعارف داستان های پلیسی او را “بزرگترین کاراگاه در عرصه ی ادبیات” و “شاید سرشناس ترین مخلوق ادبی تمام اعصار” قلمداد می کند.

ماجرای داستان های هولمز، به همین سادگی از جایی شروع شد که یک پزشک جوان اسکاتلندی به نام دکتر آرتور کانن دویل برای کمی درآمد بیشتر، شروع به داستان نویسی کرد، و اینقدر راهش را ادامه داد که در نهایت خودش و کاراکترش، هر دو شهرت جهانی پیدا کردند. اگرچه ادگار آلن پو را بنیان گذار ادبیات پلیسی می دانند، اما پس از خلق شرلوک هولمز است که ادبیات کاراگاهی شخصیت پیدا می کند.

اولین اثر از ماجراهای شرلوک هلمز و دکتر واتسن، رمان نقشی ز خون است که در نوامبر ۱۸۸۶ نوشته شد و دویل بابتش۲۵ پوند دریافت کرد. چاپخانه وردلاک اندکو این کتاب را چاپ کرد. در حالی که عده ای معتقدند آرتور مخلوقش را از آگوست دوپن(مخلوق ادبی ادگار آلن پو) الگوبرداری کرده، او در زندگینامه خودش اشاره می کند شرلوک هولمز را براساس متدها، و روش های یکی از اساتیدش در کالج ادینبورگ به نام پروفسور جوزف بل خلق کرده است. پروفسور جوزف بل اعتقاد داشت از ناچیز ترین مسائل می توان در پزشکی به نتایج مهمی رسید.

با موفقیت اثر اول، چاپخانه وردلاک اندکو از آرتور یک دنباله را تقاضا می کند و دویل با کمی تاخیر در فوریه سال ۱۸۹۰، رمان دوم، نشانه چهار را به چاپ می رساند. چاپخانه از دویل می خواهد تا رمان دیگری بنویسد اما دویل که احساس می کند این چاپخانه از او بهره برداری کرده و به اندازه کافی حقش را نپرداخته از آنها جدا می شود و همکاری با مجله استرند را آغاز می کند. مجله استرند، علاقه ای به چاپ رمان ندارد. بنابراین دویل داستان کوتاه های شرلوک هولمز را می نویسد.

در سال ۱۸۹۱ مجله استرند شش داستان کوتاه از شرلوک هولمز را چاپ می کند. موفقیت آثار بی حد و حصر بوده و داستان های شرلوک هولمز، به انگیزه مردم برای خرید مجله ی استرند تبدیل می شود. دویل در خاطراتش می نویسد که در این سال به مادرم گفتم «دارم به این فکر می کنم که هولمز را سلاخی کنم! … و یک طوری سر و ته قضیه را هم بیاورم. این شخصیت تماما ذهنم را به خودش اختصاص داده و از بروز سایر استعدادهایم جلوگیری می کند.»، در جواب، مادرش پاسخ می دهد «نه! تو این کار را نمی کنی! نمی توانی، و نباید بکنی!».

در تلاشی برای منصرف کردن مجله استرند از ادامه چاپ داستان های هولمز، آرتور سطح مطالبه دستمزدش را به اندازه ای بالا می برد که آنها را دلسرد کند، اما در عوض مدیر مجله استرند حتی مبلغی بیشتر از تقاضای دویل را برایش تعیین می کند که او را به یکی از گرانقیمت ترین نویسنده های دوره ی خویش مبدل می سازد. اما دویل در دسامبر ۱۸۹۳، در داستان “مشکل نهایی” کار هولمز را یکسره می کند و از آن پس وقتش را به نوشتن رمان های تاریخی اختصاص می دهد.

میزان فشارها به دویل با پیشنهادهای مختلف و وسوسه برانگیز، به حدی است که او در سال ۱۹۰۱، به عنوان برگی از خاطرات دکتر واتسن(در زمانی که هنوز فرض بر این است که هولمز مُرده) رمان درنده خاندان باسکرویل را می نویسد. در سال ۱۹۰۳ پس از ۱۰ سال، دویل دوباره شرلوک هولمز را زنده می کند و در داستان “ماجرای خانه ی خالی” هولمز بر می گردد تا پس مانده دار و دسته موریارتی را هم متلاشی کند.

کانن دویل تا سال ۱۹۲۷ جسته و گریخته به نوشتن داستان های هولمز ادامه داد و طی این سال ها ده ها کتاب دیگر از رمان علمی تخیلی، و حکایات پزشکی گرفته تا رمان های تاریخی و بیوگرافی و مقالات سیاسی به رشته تحریر درآورد. او نهایتا ۵۶ داستان کوتاه و چهار رمان شرلوک هولمز نوشت. پس از آن نویسندگان بسیاری با اجازه ورثه دویل، اقتباس های شرلوک هولمز نوشته اند.

انجمن های هواداران شرلوک هلمز
کاراکتر هولمز در ۵۶ داستان کوتاه و ۴ رمان بلند آنقدر ملموس ترسیم شده که بسیاری او را واقعی می پندارند. شاید آشکارترین نشانه محبوبیت بی نظیر شرلوک هولمز، پدیده پیدایش کلوب ها و انجمن های ادبی است که به او و ماجراهایش اختصاص دارد. در حال حاضر بیش از ۲۶۰ انجمن فعال شرلوک هولمز در سرتاسر جهان وجود دارد، این انجمن ها از استرالیا و فرانسه و ایتالیا گرفته تا عراق و ژاپن، قرقیزستان و … فعالند. مشهورترین گروه هواداران شرلوک هولمز در جهان، “انجمن اعضای غیررسمی خیابان بیکر” نام دارد. این انجمن در سال ۱۹۳۴ توسط کریستوفر مورلی تاسیس شد. رویداد اصلی انجمن، گردهم‌آیی سالانه ای است که در ژانویه(به مناسبت تولد هولمز در ششم ژانویه) در نیویورک برگزار می شود و از سال ۱۹۴۶ فصلنامه ای به نام ژورنال خیابان بیکر منتشر می کند. عضویت در این انجمن، برخلاف بسیاری از انجمن های دیگر هواداران، صرفا با دعوت اعضا صورت می گیرد و در حال حاضر حدودا ۳۰۰ عضو دارد. انجمن اعضای غیررسمی خیابان بیکر، نامش را وامدار گروهی از کودکان و نوجوانان در خیابان بیکر است که دویل در داستانها به آن اشاره کرده و هولمز در برخی از پرونده ها از آنها کمک می گیرد.

گروه برجسته دیگر، “انجمن شرلوک هولمز لندن” است که در سال ۱۹۵۱ تاسیس شد. عضویت در این گروه، برخلاف انجمن مشهور آمریکایی(اعضای غیر رسمی خیابان بیکر)، برای همگان آزاد است. انجمن شرلوک هولمز لندن یک گروه ادبی و اجتماعی است و گاهی ژورنال های تحقیقاتی، و مقالات منتشر می کند. همچنین دارای گردهم آیی های فراوانی به مقصد های مختلف(آبشار رایشن باخ، موزه شرلوک هولمز، منزل آرتور کانن دویل در آندرشاو و …) است. در سال ۲۰۰۱ این گروه برخی از اعضای خوش شانس خود را با لباس ویکتوریایی به سفر در دورتادور انگلستان(در نقاطی که داستان های شرلوک هولمز رخ داد مثل دارت مور، ساسکس و …) برد. همچنین این انجمن هماهنگ کننده دیدارهای هفتگی است که بین اعضا صورت می گیرد و حتی افرادی از خارج از انگلستان که تازه به لندن سفر کرده اند، به صرف علاقه مندی به شرلوک هولمز، در این جلسات شرکت می کنند.

چنانکه در بالا گفته شد انجمن های زیادی در جهان وجود دارند که مسائل مرتبط با هولمز را دنبال می کنند. نگارنده این سطور، چندین سال از اعضای اصلی انجمن پایگاه داده های ادبی شرلوک هولمز واقع در آمریکا و عضو کمپین جلوگیری از تخریب منزل آرتور کانن دویل بوده است. انجمنی که نامش برای مخاطبان فارسی زبان شرلوک هولمز جالب خواهد بود، کلوب دمپایی ایرانی سان فرانسیسکو است. این گروه در سال ۱۹۸۰ تاسیس شد و اعضایش هر سال در اواخر دسامبر گرد هم می آیند و مقالات جدید ادبی ژانر کاراگاهی و اقتباس های تازه شرلوک هولمز را مورد بحث و بررسی قرار می دهند. ریموند دوگرات مدیر این گروه است.

زندگی شخصی شرلوک هولمز
جزییات روشن در مورد زندگی شرلوک هولمز خارج از ماجراهایی که توسط دکتر واتسن ثبت شده، وجود ندارد و اگر هم هست غیرمستند است و توسط انجمن های هواداران یا اقتباس‌نویسان هولمز مطرح شده اند. با این وجود بخشهایی از خصوصیات هولمز و گاها از زندگی گذشته اش در داستان ها مورد اشاره قرار گرفته است.

سن هولمز را از روی داستان آخرین خدمتش می توان تخمین زد. این داستان در سال ۱۹۱۴ رخ داده و هولمز در آن شصت ساله توصیف می شود، که بنابراین سال تولدش ۱۸۵۴ خواهد بود. در بین انجمن های شرلوک هولمز رایج است که روز تولد هولمز ششم ژانویه است. لری کینگ نویسنده داستان های پلیسی و از طرفداران هولمز براساس اطلاعات داستان گلوریا اسکات و رماننقشی ز خون به تاریخ فوق ایراد وارد می کند. طبق تفاصیل داستان گلوریا اسکات، سال ۱۸۸۱ دومین سال و آخرین سال حضور هولمز در دانشگاه بوده است. به گزارش خود واتسن از زخمی شدنش در جنگ دوم افغانستان و بازگشتش به انگلستان در رمان نقشی ز خون، تاریخ اثاث کشی وی به خیابان بیکر را می توان بین سال های ۱۸۸۱ یا ۱۸۸۲ حدس زد. بنابراین هولمز احتمالا در سال ۱۸۸۱ ترک تحصیل کرده است. اگر او در هفده سالگی وارد دانشگاه شده باشد، آنوقت سال تولدش ۱۸۶۱ خواهد بود.

شرلوک هولمز از ۱۸۸۱ در خیابان بیکر، منزل شماره ۲۲۱b مستاجر شده و به مشتریانش مشاوره جنایی می دهد. در رسوایی در بوهم می فهمیم منزل استیجاری خیابان بیکر، هفده پله دارد و تقریبا در انتهای خیابان است. هولمز اولین بار در دانشگاه از متدهای استنتاجی اش بهره می برد. دوروسی ال ساویرز مدعی است هولمز باید در کمبریج تحصیل کرده باشد. اولین پرونده هایی که او حل می کند مرتبط با همکلاسی هایش است. هولمز شش سال پس از خروج از دانشگاه به مشتریانش مشاوره جنایی می دهد تا اینکه احتمالا به دلیل مشکلات اقتصادی یک هم خانه می گیرد و با واتسن آشنا می شود؛ و از این تاریخ است که حکایت های هولمز هم آغاز می شود.

اطلاعات ناچیزی از خانواده هولمز در دسترس است. والدینش درداستان ها اشاره نشده اند. هولمز تنها به این گفته اکتفا کرده که خاندانش ملاک و زمین داران روستایی بودند. در داستان مترجم یونانی، هولمز ادعا می کند دایی بزرگش، ورنت، هنرمند نقاش فرانسوی است. برادرش مایکرافت از او هفت سال بزرگتر است. مایکرافت مامور دولتی است که در سه داستان ظاهرمی شود و در یک داستان دیگر هم نامش ذکر شده است. مایکرافت جایگاه دولتی قابل توجهی دارد و این را مدیون ذهن بسیار دقیقش است. مایکرافت از موهبت ذهنی بیشتری از هولمز برخوردار است اما انرژی کمتری دارد و ترجیح می دهد وقتش را بیشتر در کلوب عجیب و غریب دیوژن بگذراند.

شرلوک هولمز در داستان‌های اصلی خود را کاراگاه خصوصی معرفی نمی کند، بلکه خود را یک کارگاه مشاور می‌خواند که در نوع خود منحصر به فرد است.

نویسنده: نوید فرخی ( پژوهشگر ادبیات جنایی و پلیسی )

درباره‌ی M.Shojaei

پاسخی بگذارید