خانه / مقالات / نقدی بر Joker تاد فیلیپس

نقدی بر Joker تاد فیلیپس

فرقی نمیکند که ادعای چه چیزی را داریم. به هر حال هر قدر هم که سخن بگوییم و حرف بزنیم، این عملکرد ما است که ما را با آن میشناسند و به یاد میآورند. اگر جوکر فیلمی است که با ادعای به تصویر کشیدن چگونگی تبدیل شدن آرتور فلک به یکی از پیچیده ترین و تبهکارترین موجودات تاریخ سینما ساخته شده، این اصلا به این معنا نیست که از پس این مسئله بر هم آمده باشد. پروسه تبدیل شدن یک انسان معمولی به جوکر، مسیری است پر فراز و نشیب و دشوار که تاد فلیپس به عنوان کارگردان این اثر نه در حد و اندازهای است که بتواند آن را طراحی کند، و نه فیلمی که ساخته اساسا رنگ و بوی چنین چیزی را میدهد.

این فیلم بیشتر از آنکه به اثری شباهت داشته باشد که میخواهد نحوه تولد جوکر را بیان کند، بیشتر شبیه به اثری است که انگار برای شبیه سازی کردن انواع و اقسام بدبختی ها به وجود آمده؛ بدبختی هایی که هدف تک تک شان، پس زدن و طرد کردن آرتور فلک و تبدیل کردن او به قاتلی روانی است. اتفاقی که در چنین شرایطی نه فقط برای آرتور، بلکه برای هر کس دیگری که چنین مسائلی را از سر بگذراند و چنین بلاهای را تجربه کند نیز می افتد. به همین خاطر است که میتوان گفت در این فیلم خود شخصیت جوکر، با تمامی تمایلاتش که به عنوان پارامترهایی درونی، میتوانند او را به سمت تبهکار شدن سوق دهند نادیده گرفته میشود و جهان بیرونی و بالاخص جامعه، به طور تمام و کمال مقصری معرفی میشود که دلیل به وجود آمدن تمامی تباهی ها و جنایات و به طور کلی تر ناهنجاری های اجتماعی است. در این میان فرقی نمیکند که شما آرتور فلک باشید یا هر شخص دیگر. شما شهروندی هستید که جامعه با شما رفتار خوبی نداشته و حال به همین خاطر، شما حق دارید اسلحه بردارید و تبدیل شوید به یک هیولا که جان هر کسی را که دوست داشته باشد میگیرد. در چنین وضعیتی دیگر وجه تمایزی میان جوکر و سایر تبهکاران وجود نخواهد داشت. دیگر جوکر یک ضد قهرمان واقعی، باهوش و غیرقابل پیش بینی که از میان شعله های آشوبی که هر دم از پی شعله ور ساختن آنها، ایدئولوژی هایش را پی میگیرد، نیست. در این حالت، جوکر موجودی روان پریش است که از انتقام گرفتن لذت میبرد و دوست دارد تا با رقصیدنها و قهقهههای گاه و بی گاهش کاری کند که فراموش کنیم چه قدر پوچ است، چه قدر کلیشه زده است و چه قدر سطحی است. در این لحظه، جوکر بیش از هر زمان دیگری، همان شخصیتی است که باید با جملات سنگین و مثلا خاص تلگرامی، با عکسهایش دلنوشته ساخت و آن را روی پروفایل قرار داد؛ زیرا در این وضعیت حرفهایش، رفتارهایش، اهدافش و انگیزه هایش به همین اندازه دست چندم و ناکارآمد به نظر میرسند و دوست داشتنش برای کسی که قبلا این شخصیت را در شوالیه تاریکی کریستوفر نولان درک کرده، کار سختی به نظر میرسد.

صد البته ، احتمالا با وضعیت کنونی جامعه و مواردی که همه ما با آنها در حال سر و کله زدن هستیم، یعنی گران شدن بنزین و وضعیت نابسامان اقتصادی و…، این حرفهای من به مذاق افراد زیادی خوش نخواهد آمد. در حال حاضر جوکر تاد فلیپس، جای تمامی ابرقهرمانانی را که در کودکی دوست داشتیم باشیم را گرفته و بسیاری از افراد جامعه قالب شخصیتی او را به عنوان نمادی در نظر میگیرند که از میان قشر ضعیف و آسیب پذیر بر میخیزد و با تنبیه کردن قشر ثروتمند، صدای آزادی را در گوش جهانیان فریاد میزند. ولی آیا واقعا همه چیز این قدر ساده و صفر و یکی است؟ آیا جوکر واقعا چنین شخصیتی دارد؟ این همان چیزی است که او را به عنوان دومین شرور تاریخ کمیک بوک تبدیل کرده؟ چنین تقابل سیاهی با سفیدی به نظر شما به کارتونهای کودکانه دیزنی شباهت ندارد؟ به نظرتان تاریخ گذشته نیست؟ اگر قرار است جوکر چنین شخصیتی باشد پس تفاوت او با رابین هود چیست؟ میبینید؟ جوکر دیگر آن شخصیت عمیقی که در شوالیه تاریکی و انیمیشن جوک کشنده نظیرش را دیده بودیم نیست. حالا جوکر جنایتکاری است ساده، با انگیزه های ساده تر که نه نقشه های هوشمندانه میکشد، و نه اصلا آن شخصیت فوق العاده باهوشی است که پیشتر سراغ داشتیم و فیلم هم به شکل مذبوحانه ای در تلاش است تا این انگیزهها را بزرگ و باور پذیر و گاها قهرمانانه جلوه دهد. به همین خاطر است که میگویم این فیلم نه تنها چیزی جدیدی را به سینمای ابرقهرمانی اضافه نمیکند، بلکه از همان فرمول های سابق پول درآوردن که به شدت در این ژانر مرسوم است نیز استفاده میکند. فقط این کار را همانند مارول که از همان ابتدا به شکل صادقانهای روی سرگرم کننده بودن جهانش تمرکز کرده، انجام نمیدهد و مدام میخواهد به مخاطبانش القا کند که دارند فیلمی عمیق، تاریک و قدرتمند را میبینند. ترفند نه چندان شایسته ای که شاید برای چند وقت و با توجه به تمایلات مردم جهان در وضعیت ناعادلانه جهان امروز جواب دهد، اما سبب ماندگاری فیلم در تاریخ سینما و مانع فراموش شدن آن در سالهای نه چندان دور، نخواهد شد.

چیزی که جوکر تاد فلیپس را کیلومترها پایینتر از جایی قرار میدهد که جوکر شوالیه تاریکی نولان در آن ایستاده، به نظر من ایدئولوژیهای آنها است. اگر جوکر نولان شخصیتی بود که با شعارها و باورهای یک جامعه در جدال بود و آنها را به چالش میکشید و عموم مردم جامعه را در مقابل خودشان و لایههای پنهان شخصیتشان قرار میداد، جوکر تاد فلیپس شخصیتی است که نه در مقابل مردم، بلکه در کنار آنها قرار میگیرد و برای چیزهایی در جامعه میجنگد که ارزششان، سالها قبل و در طرز تفکر خیلی از اندیشمندان بروز پیدا کرده و بیان دوباره آنها در فیلم، بیشتر از آنکه عمق بخش شخصیت جوکر باشد، به نظر تکرار مکررات است. از طرفی به نظر من قرار دادن جوکر در کنار مردم نه در مقابلشان، حربه کثیفی است برای شلوغ کردن گیشه ها که قرار است جلوهای قهرمانانه از جوکر را ارائه دهد. کاری که به شدت با ذات شخصیت جوکر در دنیای کمیک در تناقض است و نکته ای که اینجا فراموش میشود این است که جوکر ضد قهرمان دنیای دی سی است، نه قهرمان آن. ضد قهرمانی که به قول هیث لجر فقید، بتمن آن را کامل میکند. این همان ترکیب فوق العادهای است که شوالیه تاریکی نولان را جذاب میکند و جای خالی آن به شدت در ساخته تاد فلیپس احساس میشود.

همه این مشکلات فیلم که تا به حال ذکر کردم، در حالتی است که بعد ابرقهرمانی این فیلم را در نظر بگیریم. اما در غیر این صورت و با حذف کردن این پارامتر و در نظر گرفتن جوکر به عنوان فیلمی مستقل، آیا میتوان از آن به عنوان فیلمی خوب یاد کرد؟ متاسفانه پاسخ، اینجا هم خیر است. فیلم جوکر، فیلم غیر قابل تحملی که نتوان آن را تا انتها دنبال کرد نیست، اما متاسفانه ضرباهنگ فیلمنامه در آن به شدت کند است و از طرفی هم از آنجا که همه ما میدانستیم که قرار است فیلم از کجا شروع شود و در کجا به پایان برسد، ( به خاطر تبلیغات پر سر و صدای پیش از فیلم و شعار آن که قرار بود نشان دهنده تبدیل شدن یک انسان معمولی به جوکر باشد)، نوشتن فیلمنامهای که قابل پیش بینی نباشد و بتواند همزمان انتظارات مخاطبان را هم برآورده سازد کاری سختی بود که مشخصا تاد فلیپس از پس انجام دادن آن برنیامده. فیلمنامه، روندی بسیار یکنواخت را در خودش جای داده که باعث میشود بار جذابیت فیلم را بازیگران فیلم، به تنهایی به دوش بکشند.

این فیلم به طور کلی دیالوگهای جذابی دارد و سکانسهایش به تنهایی و به طور مستقل، به شدت جذاب هستند و قابلیت بارها دیده شدن را دارند؛ ولی مشکل اینجا است که در کل فیلم، جایگاه مشخصی برای آنها و کارکردشان تعریف نشده. به طوری که انگار تاد فلیپس چند صحنه جذاب را در سرش داشته و خواسته آنها را در فیلمش بگنجاند، به همین خاطر برایشان شروع کرده به فیلمنامه نوشتن، که همین موضوع آن را به شکلی قابل توجهی سطحی و غیر قابل اعتنا کرده است.
تنها نکته مثبت این فیلم، علاوه بر موسیقی بسیار شنیدنی و جذاب آن، بازی خواکین فینیکس است. بازیگری که ظرافتهای ایفای نقش را به خوبی درک کرده و هنرنمایی ها او حتی پیش از ایفای نقش جوکر، در فیلمهایی مثل گلادیاتور و تو هرگز واقعا اینجا نبودی بارها به مخاطبان سینما ثابت کرده اند که چه هنرپیشه توانمندی است. متاسفانه در این فیلم با توجه به فیلمنامه ناکارآمد، که پیشتر مفصلا به آنها اشاره شد، بازی بسیاری از بازیگران قدرتمند نظیر رابرت دنیرو در آن به آن کمالی که باید برسد نمیرسد اما با این حال خواکین فینیکس ثابت میکند که در چنین شرایطی هم میتواند به تنهایی تمامی بار جذابیت فیلم را به دوش بکشد و از نظر من تنها عامل جذابیت این فیلم بازی او است.
در آخر، باید بگویم جوکر فیلم خوبی نیست. یعنی آن چیزی که توقع داشتم باشد، نیست. نه آن قدر جذاب است که بتوان به افتخارش هشت دقیقه ایستاد و دست زد و نه اصولا آن کارکردی را دارد که انتظارش را داشتم باید بگویم که جوکر، پایان تمامی آرزوهایی بود که با خودم برای این فیلم ساخته بودم. فیلمی که قرار بود با الهام گیری از فیلمهایی مثل سلطان کمدی و راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی و منابع تمام نشدنی کمیک، ترکیبی مطبوع را برایمان رقم بزند، نه این که یک کپی سطحی از تمامی این موارد باشد و از هویت خودش دور بماند. در اخر تنها میتوانم آرزو کنم که موفقیت جوکر در گیشه، باعث وسوسه شدن وارنر برادرز برای تداوم تولید چنین آثار بنجلی نشود تا بالاخره نابود شدن دنیای کمیک های دی سی، در یک نقطه متوقف شده و پایان گیرد

نقد از سید محمد صادق کاشفی مفرد

درباره‌ی M.Shojaei

پاسخی بگذارید